اطلاعیه

خرید بک لینک
تو غمگین تر ازپرستوهای کوچ کرده از دیار خویش بودی.بیپناه تر از قایقی شکستهمیانِ طوفان،که درد روحش را میخراشید.دهانت در التماسِ سکوت،جویایِ دریچهای برای فریادهاست!بگذار واژه ها کور بمانند!لب ها در تصاحبِ بُغض افتادهاند.نوید-پیرَک + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 10:55 توسط مینا  |  اطلاعیه...ادامه مطلب

ما را در سایت اطلاعیه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:53

اسفند! اسفند، روزهای آخر اسفند...چه لطیف و بیتابانه میگذرند و ما چه کودکانه برای سال جدید، امید به تحول و بهبود داریم!ما همان کودکانِ از ابتدا به انتظار، عادت کردهایم، نشستهایم و سادهلوحانه چشمهامان را بستهایم و دستهامان را باز کردهایم تا مگر کسی از راه برسد و دلخوشی بیندازد کف دستهامان و ما با ذوق و اشتیاق، بالا و پایین بپریم. نه هرگز کسی آمده و نه هرگز برای ما دلخوشی از راه رسیده و نه هرگز رویایی و آرزویی محال، به وقوع پیوسته، اما ما هنوز هم چشمهامان بسته است و امید داریم که کسی از راه خواهد رسید. امید داریم به معجزههایی که هیچوقت اتفاق نیفتادند و امید داریم که تمام سالها اگر خوب پیش نرفت، امسال سال خوبی خواهد بود. که امسال با تمام سالهای قبل فرق دارد.ما همان کودکان دیروزیم، فقط کمی خستهتر، تکیدهتر، غمگینتر، اما هنوز هم در انتظار دلخوشیهای غافلگیر کننده...#نرگس_صرافیان_طوفان + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 9:39 توسط مینا  |  اطلاعیه...ادامه مطلب

ما را در سایت اطلاعیه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:32

در حال تقلاییم برای خوب بودن، برای لبخند زدن و دنیا را سفید دیدن. برای دوست داشتن، دوست داشته شدن و توسط عشق، نجات یافتن.گاهی همین لحظه اتفاق ناخوشایندی نیفتاده اما تو لبریزی از اندوههای بیشمارِ تهنشین شده که با کمترین ناملایمتی و آسیب و ضربهای، از عمق به سطح میرسند و دوباره و باهم و همزمان، در تو شناور میشوند و اینجاست که تو ناگهان و فراتر از رویدادها و حرفها و اتفاقات، به هم میریزی و خشمگین، ناامید یا اندوهگین میشوی.ظرفهای تحمل ما لبریز شده و پر از رسوبات اندوه و بغضهای سرکوب شده و عزاداریهای به تعویق افتاده است، وگرنه اندوههای تازه را میشد یکجوری تاب آورد.امان از رنجهای کهنهی ته نشین شدهی در انتظار تلنگر... + نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 20:22 توسط مینا  |  اطلاعیه...ادامه مطلب

ما را در سایت اطلاعیه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 14:32

حالا من در آستانه سی و چند سالگی ام، ایستاده ام... زندگی را گذرانده ام و خوب و بد روزگار را چشیده امتجربه کرده ام و برای خواسته هایم جنگیده امحالا بعد از سی و اندی سال، میخواهم بنشینم و برای خودم از خودم بنویسم: سختی های روزگار را دیده ای وعشق را چشیده ای و دیده ای... جز همین هایی که الان در زندگیت حضور دارند، کسی برایت نمانده... حال میدانی هیچ چیز ابدی نیست وهر چیزی روزی به انتها میرسدرفتن را یاد گرفته ای و گذشتن را بهتر... بخشنده تر از بیست سالگی ات به نظر میرسی... می خواهم برای خودم بنویسم؛ روزگار زیادی از سن و سالت گذشته وخوب فهمیده ای باید خودت را محکمتر در آغوش بکشی، برای روزهایی که تنهاتر از امروزی..... تولدم مبارک + نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۴۰۲ ساعت 8:50 توسط مینا  |  اطلاعیه...ادامه مطلب

ما را در سایت اطلاعیه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 15:30

با سادگی تمام بی صدا شکستیم،
چه زخمهایی که از عزیزان خوردیم،
اشکها را پشت لبخندی مخفی می کنیم
که خیلی درد می کند
و هيچ كس نمی فهمد،
ما را درد همین نفهمیدن می کُشد
نه زخمها

اطلاعیه...

ما را در سایت اطلاعیه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 18:50

صفحه بندی