تو غمگین تر از
پرستوهای کوچ کرده از دیار خویش بودی.
بیپناه تر از قایقی شکسته
میانِ طوفان،
که درد روحش را میخراشید.
دهانت در التماسِ سکوت،
جویایِ دریچهای برای فریادهاست!
بگذار واژه ها کور بمانند!
لب ها در تصاحبِ بُغض افتادهاند.
نوید-پیرَک
ما را در سایت اطلاعیه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 14